وب نوشته
شـــــب است بي رنگ و بي صدا همه چيز رنگ شب دارد
گل هاي ياس باغـــچه ، ديوار آجري حيــاط و حتي ابر
به آســــمان نگاه ميکنم وبه سقف کوتاه اتاقم
گـــــوش کن.....صداي پاي ثــانيه ها را مي گويم
انگار هرگز ديــــروزي وجود نداشته است
اگرچه آرزوهاي انـــــباشته را در کوچــــه ي ديروز جا گذاشتم
ولي به تقــــدير ايمان دارم
فردا دستت را به من بده تا با سرنوشت و ثانيه ها برويم
+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت21:3توسط تحریریه |


