تبليغاتX
هفته نامه سه نقطه - سایه روشن

هفته نامه سه نقطه

وبلاگ تخصصی دانشگاه پیام نور فیروزآباد
سایه روشن
 

اين منم در اخرين خط زمان، يك پلك مانده به پرتگاه فردا...
امروزم، ديروزي بود كه فردا را چقدر دور مي ديد. ديروز، افسانه اي بود كه مي توانستم از وراي كريستال هاي شش ضلعي، نقاط نوراني چشمك زن را بنوشم . اما به سرعت گذر ابرها فردا به امروز رسيد و شتابان تر از تپش قلبم ديروزشد . براي گذر از اينجا چاره اي نيست. همه چيزمشروط است به گردشي بيهوده به نامعلوم ترين نامعلوم ها  كه سرازيرند به سوي اختران سرگردان به دنبال كهكشاني كه تا به حال در هيچ نقطه اي نايستاده ...
اينجا خبري از افتادن سيبي بر سر افكار متلاشي شده ي رهگذري خسته در زير نور افتاب نيست، اينجا سيب ها هم مي چرخند همانند چرخش روزهادر كنج بسته ي كروي بالاي سرم كه تلو تلو مي خورد به هر سو براي رهايي ازاين كنج بسته...
در اين دورترين نقطه ي دنيا،ساعت هاي كوكي نفس هاي اخر را مي نوازند، تند بادها  بر روي همه ي كتابهاي بدون قصه وقاب هاي خالي و حتي كاغذهاي نانوشته و مچاله شده ي روي زمين خاكستر سوزان دلتنگي پاشيده اند ...
طرح اسارت و بردگي اجساد خفته در زير پاهايم كه با به بند كشيدن پر پرواز احساسم در اين زاويه نقش بسته، نشان گراين همه اضطراب است كه پيكررا زمين اينگونه لرزانده...
ساعت ديواري خميده ي اتاقم سالهاست در خواب ابدي  خود، مرا هم غافل از دنيا كرده...
 تپش زندگي ساعتم را خودم با لا لايي هاي هراسناك خواباندم اما شبح هاي تاريكي در گوشم مي خوانند خودش خوابيده...
فرشته ام پوچ ترين وعده هاي خلقت را در ذهنم مي چپاند بي انكه بداند من اندوهي دارم شيرين تر از خيال رسيدن به انتهاي رويا...
روياي اشفتگي ...

                                                    بهاره دادی پور

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت23:19توسط تحریریه |