تبليغاتX
هفته نامه سه نقطه

هفته نامه سه نقطه

وبلاگ تخصصی دانشگاه پیام نور فیروزآباد
علمی

1.آیا می دانیدکشتی هایی که به سمت شرق می روند سبکتر از کشتی هایی هستند که به غرب می روند.به علت حرکت وضعی زمین.

 

2.دمای زهره از عطارد بیشتر است.

3.سریع ترین پرنده شاهین و سرعت آن 200کیلومتر در ساعت است.

4.مردم آسیا ازمردم دیگر قاره ها با هوش ترند.

5.انرژی آزاد شده توسط خورشید در یک ثانیه برابر تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان است.

6.خنده آسان تر از اخم است.برای خندیدن 17 عضله و برای اخم کردن 40عضله حرکت می کند.

7.از یک درخت معمولی 500 تا 1000 کیلو کاغذ تولید می شود.

8.درصد64 از انرژی تولیدی جهان را کشورهای صنعتی مصرف می کنند.

9.قد انسان تا سن 20تا 25سالگی و گاهی تا 40 سالگی بلند می شود و قد انسان از سن 40 به بعد هر دو سال حدود 6 میلی متر کوتاه می شود.

10.هر تار موی انسان به طور متوسط 2 تا 6 سال  عمر می کند.

11.انسان هرگز نمی تواند با چشمان باز عطسه کند.

12.حس بویایی خرس قطبی به قدری زیاد است که از فاصله ی 30 کیلو متری بوی لاشه ی نهنگ را حس می کند.

13.کوالا در استرالیا از 14 ساعت شبانه روز 22ساعت خواب است.

14.از هر 8500نفر یک نفر قلبش سمت راست است.

15.شن خیس از شن خشک سبکتر است.

16.دلفین ها مثل گرگ ها هنگام خواب یکی از چشمانشان را باز می گذارند.

17.زمان عطسه کردن قلب به اندازه یک میلیونیم ثانیه  می ایستد.

18.دمای کره زمین بین100+ تا 200-درجه سانتی گراد در نوسان است.

19.روزانه 14 هزار نفر به ایدز مبتلا می شوند.

20.ارزان تریت کشور جهان ایران ، مکزیک و پاراگوئه و گران ترین فرانسه و ژاپن می باشد.

21.طبق نظریه دانشمندان تا 5 میلیون سال دیگر اروپا و آفریقا به هم می چسبند.

22.رعد و برق هوای اطراف خود راتا 3000درجه سانتی گراد گرم میکند.

23.سختی یخ مانند سختی بتن است.

24.روباه ها همه چیز را خاکستری می بینند.

25.برای آبپز کردن 1.5کیلو تخم مرغ 1.5ساعت وقت لازم است.

 

                                            تهیه:مهدی ارجمند

                                                ایمیل:Arjmand3dot@yahoo.com

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت7:14توسط تحریریه |
چکاوکCHAKAVAK
 

ای کاش می شد

 

        عکس تو را در ذهنم بکشم

 

و تو را تا ابد از یاد نبرم

 

             ای مهربانِ جاویدانِ آسیب ناپذیر من

 

دلم را اما افسوس

 

                          دنیا در تصرف دارد...

 

                                                مهدی ارجمند

                                                          ایمیل:arjmand3dot@yahoo.com

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت7:0توسط تحریریه |
اس ام اس(عیدانه)

اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم
سبزه را با ياد روي سبزه ات
سمنو به ياد شيريني لبخندت
سايه دانه به رنگ چشم هايت
سرکه با ياد ترشي مهربانيت
سيب با ياد ترديه گونه هايت
سکه با ياد درخشش قلبت
سير با ياد تندي کلامت
با همه خوبي ها و بدي هايت  ... دوستت دارم.

 

افسوس مي خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو..............بهار مي ايد ؟...امدي در سرماي زمستان... به سردي زمستان بودي..... به غم انگيزي  شبهاي تنهايي.....  به خشکي برف  ...مي روي..... بهار مي ايد ...به نظر معامله خوبي  است....اميد ان دارم بهار گلي بر چهره ات بنشاند ...چه اميد مبهمي...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هيچ گاه بهار را نمي بيند....

 

يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب
عيد تقديم تو باد.

 

ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي

 از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي .

سايه حق
سلام
عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي.

 

دنيا را برايتان شاد شاد
و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندیم
هر روزتان نوروز.



 

+نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت21:37توسط تحریریه |
چهارشنبه سوری
+نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت12:37توسط تحریریه |

 

+نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت12:35توسط تحریریه |

+نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت12:18توسط تحریریه |

+نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت12:7توسط تحریریه |

+نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت12:6توسط تحریریه |
چهارشنبه سوری

قاشق زنی، آجيل مشکل گشا، پريدن از روی آتش، فالگوش ايستادن و... از مراسم اصلی شب چهارشنبه سوری است.ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.

دکتر نيکنام در اين باره می گويد:"ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش را زشت می دانيم.

"در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود ندارد. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."

"ما پيش از تسلط اعراب بر ايران هر ماه را به سی روز تقسيم می کرديم. و برای هر روز هم اسمی داشتيم . هرمز روز، بهمن روز،..."

برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت زردی من از تو . سرخی تو از من شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.

انداختن چادر بر سر و زدن قاشق برهم از ديگر رسوم اين شب است. معمولا جوانترها با انداختن چادری بر سر به در خانه همسايه ها رفته و با قاشق زدن، از آنها شيرينی يا مشتی آجيل می گيرند.

خوردن آجيل مشکل گشا که بی شباهت به آجيل شب يلدا نيست، از اصول چهارشنبه سوری است. که مردم با نيت دست يافتن به حاجتشان و يا رفع مشکلشان اين آجيل را می خورند.

در اواخر سلطنت سلسله قاجار در تهران در ميدان ارک توپی به نام " توپ مروارید" وجود داشت که در شبهای چهارشنبه سوری اطرافش مملو از دخترانی بود که در آرزوی پيدا کردن شوهر بودند.
آنها در اين شب به بالا اين توپ قديمی می رفتند و برای بر آورده شده حاجتشان بر روی اين توپ آرزو می کردند.

سعيد نفيسی در مقاله ای به نام "چهارشنبه سوری" بخشی از مراسم چهارشنبه سوری را که سالها پيش در چند شهر مختلف ايران رواج داشت، اينگونه توضيح می دهد:
شيراز: آتش افروختن در معابر و خانه ها، فالگوش، اسپند سوزاندن، نمک گرد سر گرداندن( در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانيدن زنان اوراد مخصوصی می خوانند)؛ قلمرو چهارشنبه سوری در شيراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آنجا نيز توپ کهنه ای است که مانند توپ مرواريد تهران زنان از آن حاجت می خواهند.

اصفهان: آتش افروختن در معابر، کوزه شکستن، فالگوش؛ گره گشائی و غيره کاملا متداول است.

مشهد: گره گشائی؛ آتش افروختن؛ کوزه شکستن و آتش بازی متداول است و علاوه بر آن در هر خانه يکی دو تير تفنگ می اندازند.

زنجان: آتش افروختن؛ فالگوش و کوزه شکستن متداول است. در مراسم کوزه شکستن در زنجان، پولی با آب در کوزه می اندازند و از بام به زير می افکنند.
ديگر از رسوم مردم اين شهر در چهارشنبه سوری اين که دخترانی را که می خواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار می برند و هفت گره بر جامه ايشان می زنند و پسران نابالغ بايد اين گره ها را بگشايند.

تبريز: آجيل و ميوه خشک از ضروريات است و ديگر اينکه در اين شب مردم از بام خانه ها بر سر عابرين آب می ريزند.

اروميه: شب جهارشنبه سوری بر بام خانه ها می روند و کجاوه ای را که زينت کرده و آرايش داده با طناب از بام به سطح خانه فرود می آورند و می گويند:" بکش که حق مرادت را بدهد." کسی که در خانه است مکلف است که در آن کجاوه شيرنی و آجيل بريزد وپس از آنکه در آن چيزی ريختند آن را بالا کشيده و به بام خانه ديگری می برند.

تهیه:نجمه صالحی            منبع:اینترنت                                                                              

+نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت8:52توسط تحریریه |
بابا نوئل ما ایرانی ها!

به کسانی که شب های عید فرصتی هم برای فکر کردن دارند



مدل پدر بزرگی تکیه زده بودم و داشتم فرهاد گوش می دادم : بوی عیدی ... بوی توپ ... بوی کاغذ رنگی ... یکهو شنیدم از بیرون صدا می آید. انگار کسی روی پشت بام داشت چهارنعل می تاخت. کمی ترسیدم. خواستم به ۱۱۰ زنگ بزنم که فکر کردم الان یا مشغول گرفتن اسم راننده نمونه است و یا باز با برنامه ای روی هم ریخته اند و ...

در همین افکار بودم که کسی گفت: "یاالله... یاالله... سرِ کسی وا نباشه". بعد یک آدم چاق و تپل مپل از پنجره آمد داخل. من را که دید انگار یک سطل آب نمک سر کشیده باشد، گفت: "اَه... بچه جون تو هم که بیداری. نمی خواهی بخوابی؟". برگشت که از پنجره برود بیرون. من هم که انگار از ما بهتران دیده باشم، خشکم زده بود. در آستانه خروج کامل از پنجره بود که گفتم: "ببخشید شما ؟". نگاه عاقل اندر سفیهی به من انداخت و گفت: "به نظرت من شبیه کی اَم؟". گفتم: "بن لادن!" . پوزخندی زد و راهش را گرفت که برود. با تعجب داد زدم: "یعنی ما هم بابانوئل داریم ؟". برگشت. کمی خوشحال شد. گفت: "چه عجب". به داخل دعوتش کردم. نشست. مدام نگران وقت بود و این که نکند دیر برسد.

گفتم: "بابانوئل جون، توی ایران چی سروقته که تو بخواهی سروقت برسی ؟ تو ایران خود سال هم سروقت تحویل نمی شه". کمی آرام شد. گفت: "هدیه ات را کجا بگذارم ؟ توی همان جوراب که آویزان است ؟"

-
نه، نه. اون بو می ده. بده خودم.
-
بچه جان، چرا جورابت رو نمی شوری که بوی گربه مرده نده ؟
-
بابانوئل جون، تو دیگه چرا ؟ خودت می دونی که برای من روشنفکر، اُفت کلاس داره جورابم را بشورم.

بگذریم... خواستم از خودش بگوید. کلاه رنگ و رو رفته سابقاً قرمزش را درآورد. دستی به موهای سفیدش کشید و گفت: "چی بگم؟ بابانوئل ام. کارم هدیه دادن به بچه هاست". پرسیدم که آیا راضی هست یا نه ؟. آهی سرد از دل پر درد کشید و گفت: "خدا راضی باشه".

-
شما بابانوئل خارجی ها رو هم می بینی ؟
-
ای... گهگاهی.
-
اون چی ؟ اون هم مثل شما شاکیه ؟
-
نه بابا. اون برای خودش خیلی حال می کنه.
-
یعنی چی ؟

-
یعنی این که اولاً یک کارخانه اسباب بازی سازی در بست داره، با یک عالمه آدم کوچولوی کارمند؛ اما این جا کمیته امداد یه زیرزمین بهم داده، من هم چندتا کارگر افغانی گرفتم. اون لباس نو می پوشه و تیپ می زنه؛ این پیراهن مثلاً قرمز من فکر می کنی مال کِی و کجاست ؟ اورار سال پیش خریدمش. تازه چینی هم هست. بعدش هم اون اگر وضعش خوب نباشه، کسی اون رو نمی بینه، چون بچه های خارج ساعت ۹ شب می خوابند؛ اما این جا بچه ها تا صبح می شینند پای چت و فوتبال و ماهواره. تازه اگر کسی هم اون رو ببینه خوشحال میشه نه این که فکر کنه دزده و با چوب و چماق بیافتند به جونش. 
-
اشکال نداره بابی! خوب دیگه چی؟
-
هچی. اون یه سری گوزن شمالی و سورتمه تر و تمیز داره؛ من چندتا یابو و یه گاری قدیمی. اون...

خلاصه بابانوئل از گرم بودن شب های عید این جا و افتضاح بودن راه های هوایی و جریمه های سنگین رانندگی در آسمان و گرانی میوه و فشفشه هایی که بچه ها چهار شنبه سوری به هوا می فرستند و از بغل گوش اون رد میشه و نبود شومینه و مجبور بودن آمدن از پنجره و اشتباه گرفتن با هواپیمای بدون سرنشین و هزاران چیز مختلف صحبت کرد.

در آخر هم گفت: در کل هیچکی ما رو تحویل نمی گیره.
گفتم: این حرف ها رو نزن. همه با دیدن بابانوئل خوشحال می شوند.

خنده تلخی کرد و گفت: نه عزیزم. یک سری از افراد من رو که می بینند می گن: هی، رضا مارمولک رو باش! یک سری هم میگن: پیری جون، شنل قرمزی شدی یا کلاه قرمزی ؟  یک سری هم که میگن: ببین پدر جان، احترام موی سفیدت واجب. ولی این چه کاریه که تو می کنی ؟ تو با این کارت تمام فرهنگ اصیل ایرانی ما رو له می کنی. نابود میکنی تمام دستاوردهای غنی ما از ایران باستان رو تا کنون. ای تهاجم فرهنگی بدبخت. برو گم شو. ما خودمون هزاران امثال تو رو در فرهنگ پربار خودمون داریم و ...

-
راستی بابانوئل. از حاجی فیروز چه خبر ؟
-
یک مدتی که به خاطر انجام حرکات موزون بازداشت بود. بعدش هم رفت که پناهنده بشه. الان هم باید توی یکی از سواحل همین کشورها مشغول گرفتن حموم آفتاب باشه.

-
داشتیم بابانوئل ؟ اون که خودش سیاه بود. حموم آفتاب دیگه چه صیغه ایه ؟
-
صیغه سوم شخص مخاطب موقت! به خاطر این که از کشور بره بیرون با لیزر عمل سفیدسازی انجام داد.
-
راستی گفتی صیغه، من یادم رفت بپرسم چقدر درس خوندی ؟
-
دکترای هرمنوتیک دارم.
-
دکترای چی چی تیک، داری ؟ پس چرا تو این کاری ؟ بزن برو سر یه کار دیگه.
-
ای داد بیداد. کار کو پسرم ؟ نه این جا کار هست نه اون ور آب. این جا رو که خودت داری می بینی؛ اون ور هم نمونه اش همین البرادعی بیچاره. دکترا داره اما توی آژانس کار می کنه!
-
خب، می گفتی...
-
آره، باهام این جوری رفتار میشه.  وقتی هم میگم: من همه شماها رو دوست دارم، میگن: آهان، پس تو کاندید ریاست جمهوری هستی!
- ...

خلاصه ما اون شب کلی با هم گپ زدیم و حال کردیم. آخر سر هم علیرغم میل باطنی اش، رفت. رفت که شاید سال آینده برگردد؛ شاید هم برنگردد (چون کلسترول خونش رفته بود بالا، می گفت می خواد بازنشسته بشه و بره دکه باز کنه! ).

تهیه:نجمه صالحی    منبع:اینترنت

+نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت8:31توسط تحریریه |
Click for Full Size View
+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت21:30توسط تحریریه |
۱-دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم

۲-هیچکس لیاقت اشهای تو را ندارد و کسیکه چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود

۳اگر کسی تو را آنگونه که میخواهی دوست به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

۴-هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس ممکن است عاشق لبخند تو شود

۵-دوست واقعی کسی است که دست تو را بگیرد و قلب تو را لمسس کند

۶-به چیزی که گذشت غم مخور و به انچه پس از آن می آید لبخند بزن

گردآوری:گرامی

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت21:30توسط تحریریه |
سر مقاله
 
نوروزتان پیروز

ساقیا آمدن عید مبارک بادت              وان مواعید که دادی نرود از یادت

شادی مجلسیان درقدم ومقدم توست      جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت

همیشه این موقع که می رسه بوی عید از در و دیوار شهر می باره از خرید و خونه تکونی گرفته تا ماهی گلی و سمنوپزون خلاصه همه چیز بوی عید می ده بچه های سه نقطه آرزوی سالی خوش و پر از موفقیت برای شما دارن و امیدواریم که ما رو هم سر سفره هفت سین دعا کنید ما هم برای شما دعا می کنیم

یا مقلب القلوب و الابصار : الهی در این لحظه های سال نو قلبی به ما عطا فرما سراسر پر از محبت تو و دیدگانی با بصیرت که در جست و جوی حقیقت وجودت باشند

یا مدبر اللیل و النهار : الهی یاریم رسان که در سال نو لحظه لحظه های زندگیم و شب و روزم را به تسبیح و عبادت تو بگذرانم

یا محول الحول و الاحوال : اتهی حیاتی ده در کمال سعادت و رزقی به نهایت جود و کرامت الهی روح و جسم ما را قرین رحمت خود کن تا به قبله گاه عشقت به سجده بنشینم

حول حالنا الی احسن الحال : الهی به بزرگواری و بخشایشت به قدرت و جبروت بی انتهایت در آستانه این سال نو زندگی ها را سرشار از سعادت و نیکبختی فرما و توفیق بندگی خالصانه ات را به ما ارزانی دار    آمین یا رب العالمین

تهیه:صدیقه گرامی

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت21:29توسط تحریریه |
طنز
توصیه های عیدانه

به سرعت برانید،سبقت بگیرید ،با چشمانی بسته رانندگی کنید ،از جاده های نا امن عبور کنید،نترسید!                                                                           از طرف روح تنها

بیایید به یکدیگر اعتماد کنیم خانه و ماشین خود را فقل و زنجیر نکنیم

                                                                                               از طرف سارق حرفه ای

به سرعت از پیچ و خم های خیابان بگذرید ماشین خود را به چاله چوله بیندازید لذت ببرید

                                                                                             از طرف مکانیک سود جو

حیف دستان ظریف و زیبا شما نیست که آنها را با شستن فرشهای چرک از بین ببرید

                                                                                             از طرف قالی شویی عباس آقا

آیا میدانید که جرایم رانندگی افزایش یا فته آیا میدانید بنزین سهمیه بندی شده چرا اعصاب خود را پشت ترافیک خورد میکنید چرا از ماشین شخصی استفاده می کنید پرستیژ خود را با این کار از بین نبرید                                                                  از طرف کارکنان ترمینال مدرس

تهیه:گرامی

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت21:28توسط تحریریه |
طنز
 
هفت سین دانشجویی

سین اول: سمنو ، اشتباه نکنید به دانشجو جماعت سمنو نمی رسه موقعیکه برای تعطیلات عید می ره خونه بعد از کلی صابون به شکم زدن  به خونه که می رسه می بینه بچه ها طاقت نیاوردن و سمنو رو کشیدن بالا و ظرفش  به عنوان آینه دق تا یک هفته جلوی چشم دانشجوی عزیز می مونه

سین دوم : سماق ، اصولا دانشجو جماعت کارش سماق مکیدنه

سین سوم : سه واحدی ،آتیش به دلم می زنه این سه واحدی فکر کنید قبل از عید اعلام کنن که سه واحدیتو شدی ۸۶|۹ وای چی به سرت میاد 

سین چهارم : سکته ، خوب این که دیگه بعد از جریان فقره ی قبل رو شاخشه حالا خیلی هم ناراحت نشید به قول معروف بزن بر طبل یب عاری که آن هم عالمی دارد 

سین پنجم : سنبل الاطیب ، که برای جلوگیری از غش و درمان سرگیجه مفید است دور از جون شما وقتی از آدم عین یه کارگر افغانی کار می کشن (در امر خانه تکانی ) درمان گیاهی هم لازم می شه 

سین ششم : سیخ ، بازم دارید اشتباه می کنید بابا ما با هم که تعارف نداریم کباب و جوجه کبابش مال مهمونه خرحمالیش مال من و شما 

سین هفتم : سه واحدی ، با عرض شرمندگی این همون سه واحدیه فقرهی سه هست که باید تو عید به دوست و آشنا بگی ۸۶|۱۹ شدی و بعد از عید تو سر خودت بزنی که شاید پاس بشی  

تهیه:گرامی 

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت21:27توسط تحریریه |
+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت21:23توسط تحریریه |
جایگاه سفره نوروزی و سلامتی :

جایگاه  سفره نوروزی و سلامتی :

در طول تاریخ بشر، اقوام مختلفی ظهور و با خلق شیوه های  گوناگون زندگی از خود، آداب و رسوم و سنتی را به میراث گذارده اند که بررسی، یادآوری، شناخت مفاهیم و تبلیغ و ترویج جوانب مثبت آن ضمن حفظ هویت ملی مایه مباهات، سرافرازی، خودباوری و بالاخره پایداری قومی در مقابل فرهنگ بیگانه می شود  سنن و فرهنگ ایرانیان از ریشه و قدمت خاصی برخوردار و تامل  برانگیز است. یکی از این سنن، پیام نیاکان ما در زمینه هفت سین است. ایرانیان در روند تدریجی و تکاملی صدها سال از زندگی پرنشیب و فراز و پربار خویش در اول بهار که آغاز سال نو و شکوفایی مجدد طبیعت در این منطقه از کره زمین است، همواره با حفظ آیین شکوهمند و غرورآفرین نوروز با چیدن هفت خوراکی که به زبان شیرین و غنی پارسی با حرف «سین» شروع می شود، در سفره هفت سین، پیام تغذیه ای سالم زیستن را سینه به سینه به نسل معاصر رسانده انداگر به ارزش های غذایی حیات بخش، اعجاز آور و حیرت انگیز  خوراکی های تشکیل دهنده سفره هفت سین شامل: سیر، سنجد، سماق، سرکه، سیب، سبزی و سمنو که تاکنون مطالب زیادی در  مورد علل یا خواص آن نگاشته شده به شرح مختصر زیر توجه و دقت شود، آن وقت درمی یابیم که در بطن تک تک خوراکی های  تشکیل دهنده هفت سین، پیام با ارزش و گرانبهایی برای حفظ  سلامتی نهفته است.   مصرف سیر علاوه بر میکروب زدایی و سایر خواص متعدد، در جهت کاهش کلسترول، جلوگیری از تصلب شرائین، متعادل نگهداشتن فشار خون و حفظ سلامت بدن منجمله قلب و عروق در سراسر دنیا توصیه می شودمصرف سنجد در طب تغذیه علاوه بر خواص مختلف جهت درمان   آرتروز توصیه می شودمصرف سماق همراه کباب علاوه بر خواص متعدد، جهت کاهش مضرات   اوره گوشت توصیه می شودمصرف انواع سرکه منجمله سرکه انگور قرمز(که حاوی لایکوپن است) یا سرکه سیب باخواص اعجاز آور مختلف شامل: پایین  آورندگی مضرات چربی مصرف شده در بدن، باز نگهدارندگی عروق و خاصیت ضدسرطانی آن به هر شکل ممکن بالاخص در ترشی ها و سالاد توصیه می شودکلیه فرهیختگان امور تغذیه در سراسر جهان مصرف یک سیب در روز را نه تنها برای دفع سم، تقویت دستگاه گوارشی، تامین ویتامین ها و املاح لازم جهت حفظ سلامتی و شادابی توصیه می  کنند، بلکه آن را موجب بی نیازی به پزشک می پندارندمصرف مداوم انواع سبزی تازه جهت تامین فیبر، ویتامین ها و   آنتی اکسیدان های لازم به دلیل خاصیت ضد سرطانی و ضد بیماری قلبی آن مورد توصیه کلیه متخصصان تغذیه است. تهیه سمنو با آرد جوانه گندم که سرشار از ویتامین ای (به عنوان آنتی اکسیدان قوی و بی اثر کننده رادیکال های آزاد در بدن) و انواع ویتامین های ب است و مصرف آن ضمن تامین کالری برای حفظ جوانی، سلامتی، ضدپیری و افسردگی همواره توصیه می شود...

گردآوری:زینب سهرابی

منبع:اینترنت

 

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت21:13توسط تحریریه |
تاریخچه ی عید نوروز

تاریخ ِ آغاز ِ مراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد. او که در زمان سلطنت در آبادانی ِ ایران و آسایش خاطر ِ مردم از هجوم بیگانگان ، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با تخت زرینش به آسمان ( بسوی خورشید ) داشت ، پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را (( نوروز)) نامید.

پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و فراگیری آن افزوده شد.
در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شده.
واهل تشیع نیزمعتقد اند : امام علی ابن ابی طالب روزی که به مسند ولایت انتخاب گردید روزاول فروردین بود ، روزتولد امام علی نیز اول ماه فروردین بود به این اساس اول فروردین نزدمسلما نهای شیعه مذهب روزخاص وپرابهت شمرده میشود که دراول هرسال بنام نوروزآنرا تجلیل مینمایند .

افرادی سعی در از میان برداشتن این مراسم باشکوه داشته اند اما امروزه نیز اگرچه از تشریفات بسیار و تنوعات قومی ِ نوروز کاسته شده اما بنظر می آید جشن مبارک نوروز را دیگر کسی نمی تواند از ایران جدا کند.

نیاز به تولدی دوباره ، پاک شدن از آلودگی ها و اشتباهات ِ گذشته و شروع ِ یک زندگی ِ نو در وجود آیین زرتشت و ایران ِ باستان بصورت اعتقاد به یک نقطه عطف خاص یعنی آفرینش متمرکز شده است.
طبیعت پس از گذران ِ دوره ای سرد و بی محصول ، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می شود. انسان نیز باید بعنوان یکی از مخلوقین ِ الهی سعی کند همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد.
درین ماه بدلیل رستاخیز ( نو شدن ِ موقت دنیا ) پرده ی میان زنده گان و مردگان به کناری رفته و ارواح ِ نیک ِ درگذشتگان به ملاقات ِ زندگان می شتابند .

ایرانیا قدیم برای استقبال از سبزی ِ بهاران ، 25 روز مانده به فروردین بر 12 ستون ِ خشتی یا سنگی سبزه می کاشتند. ( 12 ستون ، اشاره به اعتقاد ِ کهن ِ قرار گرفتن ِ جهان بر روی 12 ستون )
خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِ سین شروع شده باشد می گذارند ( هفت سین ). مانند :

سبزه : نمودار ِ گلهای زیبا و زینتی ، سرسبزی و خرمی . سیب : میوه ای بهشتی و نماد ِ زایش . سمنو : از جوانه ی گندم ، نمود رویش و برکت . سنجد : بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِ عشق و دلباختگی ست وآینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِ نور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین هست که نماد ِ نطفه و باروری و زایش است

هفت سین درسفره های نوروزی، شگونهای بسیار دارد. هرسین، نماد روشنایی و تابندگی برای سال نو تا

نوروز دیگر است. 

و اما ، حکایت نوروز نه حکایت ِ چسبیدن ِ متعصبانه به سنتها و نه پان ایرانیست شدن است بلکه فراگیری و عمل به فلسفه ی نو کردن ِ افکار و دلهایمان است و چه چیزی بهتر از آن که تمام اشتباهات گذشته را به خداوند همواره بخشنده بسپاریم و با روحی آزاد و آزاده ( زندگی ) کنیم...

گردآوری:زینب سهرابی

منبع:اینترنت

 

 

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت21:12توسط تحریریه |
طالع بینی

موش:

متولدین سالهای:   1279، 1291، 1303، 1315، 1327، 1339، 1351، 1363، 1375، 1387، و ...

شعار موش:  "من فرمانروایی می کنم"

افراد تحت این علامت معمولاً افرادی تیزهوش هستند که طالب جمع آوری ثروت و رسیدن به موفقیت هستند. افراد زیادی هستند که می توانند به زندگی آنها شانس بیاورند. از اینرو، با وجود خجالت ذاتی، بسیار با دیگران می جوسند و با آنها خوب کنار می آیند.

بهترین جفت:   اژدها، میمون

بدترین جفت:   بُز، اسب، خرگوش، خروس


گاو
              

متولدین سالهای:   1280، 1292، 1304، 1316، 1328، 1340، 1352، 1364، 1376، 1388، و .....

شعار گاو:  "من پشتکار دارم"

افرادی که تحت این علامت به دنیا آمده اند، افرادی صادق، صبور، زحمت کش، سرسخت، و با قدرت ارتباطی پایین هستند. رئیسانشان معمولاً هیچوقت پی به توانایی های آنها نمی برند. در سنین پیری، به خوشبختی خواهند رسید. زنان این علامت معمولاً همسرانی خوب می شوند که به تحصیل فرزندان خود بسیار اهمیت می دهند.

بهترین جفت:   موش، مار، خروس

بدترین جفت:   اژدها، اسب، بُز، سگ، خرگوش


ببر

متولدین سالهای:   1281، 1293، 1305، 1317، 1329، 1341، 1353، 1365، 1377، 1389، و .....

شعار ببر:  "من پیروز می شوم"

افرادی که تحت این علامت به دنیا آمده اند، افرادی شکیبا، ثابت قدم، دلیر، و قابل احترام هستند. در میانسالی، زندگی متغیر و نامتعادلی خواهند داشت، اما بعد آینده و سرنوشتی بسیار روشن در انتظار آنها خواهد بود. آنها افرادی باهوش، باوفا، و باتقوا هستند.

بهترین جفت:   اسب، سگ

بدترین جفت:   مار، میمون

خرگوش یا گربه

متولدین سالهای:   1282، 1294، 1306، 1318، 1330، 1342، 1354، 1366، 1378، 1390، و ......

شعار خرگوش:  "من عقب نشینی می کنم"

افراد تحت این علامت، افرادی نجیب، ملایم، حساس، باحیا، و مهربان هستند. این افراد از حافظه ی خوبی هم برخوردارند. آنها عاشق گفتگو و ارتباط با دیگران با شوخ طبعی هستند. آنها می دانند که چطور باید زندگیشان را رمانتیک کنند. معمولاً پولشان را در جایی سرمایه گذاری می کنند که باعث شکست کارشان می شود.

بهترین جفت:   سگ، بُز، خوک

بدترین جفت:   موش، گاو، اژدها، خروس، اسب


اژدها

متولدین سالهای:   1383، 1295، 1307، 1319، 1331، 1343، 1355، 1367، 1379، 1391، و .......

شعار اژدها: "من سلطنت می کنم"

افراد تحت این علامت، افرادی سرزنده، پرانرژی، و خوش شانس هستند. آنها معمولاً به کمال می رسند و قادرند فرمانروایان حکومت شوند. زمانیکه با مشکلی برخورد می کنند، به هیچ وجه ناامید نمی شوند. کمی خودبین و کم صبر هستند.

بهترین جفت:   موش، میمون

بدترین جفت:   سگ، گاو، اژدها، خرگوش

مار

متولدین سالهای:   1284، 1296، 1308، 1320، 1332، 1344، 1356، 1368، 1380، 1392، و.......

:شعار مار:  "من احساس می کنم"

افرادی که در سال مار به دنیا آمده اند، معمولاً افرادی خوش اخلاق هستند که قدرت ارتباطی بسیار بالایی دارند. آنها سیرتی مهربان و بخشنده دارند اما گاهاً حسود و بدگمان می شوند. باید مراقب گفتگوهای خود با دیگران باشند چون ممکن است باعث از دست دادن دوستی هایشان شود.

بهترین جفت:   گاو، خروس

بدترین جفت:   ببر، میمون، خوک  


اسب

متولدین سالهای:   1285، 1297، 1309، 1321، 1333، 1345، 1357، 1369، 1381، 1393، و .......

شعار اسب:   "من اداره می کنم"

افرادی که در سال اسب متولد شده اند، مهارت های ارتباطی را به طور ذاتی می دانند و همیشه دوست دارند در جمع مورد توجه قرار گیرند. آنها افرادی فعال، دانا، مهربان با دیگران هستند و دوست دارند در کارهای مخاطره آمیز شرکت کنند. آنها قادر به تحمل محدودیت بیش از حد نیستند. زمانیکه شکست می خورند، بدبین می شوند.

بهترین جفت:   ببر، بُز، سگ

بدترین جفت:   موش، گاو، خرگوش، اسب


بُز

متولدین سالهای:   1286، 1298، 1310، 1322، 1334، 1346، 1358، 1370، 1382، 1394، و ........

شعار بُز:  "من متکی می شوم"

افرادی که در سال بُِز به دنیا آمده اند، افرادی حساس، مودب، دانا، و دلسوز و بامحبت هستند. علاقه بسیار زیادی به هنر و زیبایی دارند. درمذهب معتقد و خواستار آرامش در زندگی می باشند. در کار و تجارت بسیار بااحتیاط قدم برمی دارند و افرادی صرفه جو و اقتصاددان هستند. آنها باید از تردید و ناامیدی و بدبینی دوری کنند.

بهترین جفت:   خرگوش، اسب، خوک

بدترین جفت:   موش، گاو، سگ


میمون

متولدین سالهای:   1287، 1299، 1311، 1323، 1335، 1347، 1359، 1371، 1383، 1395، و........

شعار میمون:   "من تفریح می کنم"

اکثر افراد متولد سال میمون افرادی سرزنده، قابل انعطاف، و پرذوق و استعداد می باشند. آنها عاشق تحرک و ورزش هستند. آنها برای کمک کردن به دیگران، کار خود را کنار میگذارند. آنها استعداد زیادی در نمایش دادن خود دارند. در کار، خلاقیت بسیار فوق العاده ای از خود بروز می دهند. اگر دهن بینی و کم طاقتی خود را کنار بگذارند، به موفقیت های چشمگیری نائل خواهند شد.

بهترین جفت:   موش، اژدها

بدترین جفت:   ببر، مار، خوک


خروس

متولدین سالهای:   1288، 1300، 1312، 1324، 1336، 1348، 1360، 1372، 1384، 1396، و .......

شعار خروس:  "من بهتر می دانم"

افرادی که در سال خروس به دنیا آمده اند، افرادی صادق، روشن، ارتباطی، جاه طلب، و بامحبتند. ممکن است خیلی زود به چیزی علاقه مند شوند، اما سریع آن را فراموش می کنند. انها از عزت نفس بسیار بالایی برخوردارند و خیلی کم به دیگران متکی می شوند. ازآنجا که اکثر خروس ها ذاتاً مردمانی خوش تیپ و زیبا هستند، خواهان فراوان دارند. اگر بتوانند از غرور خود کم کنند، بیشتر پیشرفت خواهند کرد.

بهترین جفت:   گاو، اژدها، مار

بدترین جفت:   خروس، سگ، خرگوش


سگ

متولدین سالهای:   1289، 1301، 1313، 1325، 1337، 1349، 1361، 1373، 1385، 1397، و ..........

شعار سگ:  "من نگران هستم" .

افرادی که در سال سگ متولد شده اند، شخصیتی راست و درست دارند. آنها در کار و شق وفادار، باجرات، زبردست، باهوش و دلسوز هستند. این افراد اگر بتوانند بی ثباتی خود را رفع و رجو کنند، شانس به سراغشان خواهد آمد.

بهترین جفت:   ببر، خرگوش، اسب

بدترین جفت:   اژدها، بُز، خروس  


خوک

متولدین سالهای:   1290، 1302، 1314، 1326، 1338، 1350، 1362، 1374، 1386، 1398 و .........

شعار خوک:  "من حفظ می کنم"

افرادی که در سال خوک متولد شده اند، افرادی صادق و رک گو هستند. آنها ظاهری آرام و قلبی نیرومند دارند، اما کم طاقتند و استقلال ندارند. از آنجا که از حرف زدن غیرمستقیم و در لفافه خوششان نمی آید، غیر اجتماعی به نظر می رسند. اما افرادی خوشبین و مقاوم هستند، و تازمانیکه کاملاً به آنها نزدیک نشده اید، پی به وفاداری و خوش قلبی آنها نخواهید برد.

بهترین جفت:   بُز، خرگوش

بدترین جفت:   مار، خوک، میمون

منبع : اینترنت

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت17:45توسط تحریریه |
 
+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت17:2توسط تحریریه |
سر مقاله
و خدایی که در این نزدیکی است...

اون شب برای گله کردن رفته بودم و زیر باران با خدا حرف میزدم.تو که گفتی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ...به کی بودی؟به من؟نه به من نبودی.اگر بودی حداقل یک بار صدام رو میشنیدی.شب قدر،روز عرفه ، دعای کمیل و...خدا سکوت کرده بود.این سکوت آزارم میداد.بشکن سکوتت رو. باور کن من به اندازه تو صبر ندارم .من الان بهت احتییاج دارم.مردم میگن برو در خونه خدا،آخه کجا برم؟دری باز نیست...خیلی تنهام.به سجده افتادم،مگه نگفتی نزدیکترین حالت به تو سجده هست؟گریه کردم،با مشت به زمین کوبیدم و باز هم خدا سکوت کرد.مگه نگفتی اگه حاجت داری یه قطره اشک بریز؟ من که خون گریه کردم.من به تو توکل کردم.مگه نگفتم خدایا به تو میسپارم؟با سر به سنگ خوردم که...حداقل بهم بگو تو در کدام نزدیکی هستی؟نمیدانم کی خوابم برده بود وقتی بیدار شدم یه کاغذ کنارم بود که توش نوشته شده بود:

عزیزم من به تو نزدیکتر از آنم که گمانش کنی....

روزی شخصی از خدا میخواهد آینده اش را به او نشان دهد و خدا قبول میکند.در آینده خود ساحلی دید که در لحظه های سخت دو رد پاروی شنهای ساحل است.از خدا پرسید این ردپای کیست؟خدا گفت یکی از آن تو و دیگری از آن من که در سختی ها همراه تو هستم .سپس در صحنه دیگری مصیبت بزرگی را دید ،روی ماسه ها تنها یک رد پا وجود داشت.با گله گفت پس چرا در مشکلات تنها رهایم کردی؟خدا گفت این رد پای من است.مرد گفت پس من کجا هستم؟خدا گفت آنگاه که سختی ها از هر طرف به تو هجوم می آورند تو در آغوش منی                                                                                                     چشم به راهت خدا

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت12:36توسط تحریریه |
اسکار

یکشنبه 24 فوریه در سالن کداک هالییوود هشتادمین مراسم اهدا جوایز اسکار برگزار شد.

برندگان:

 در بخش بهترین فیلم: «برای پیرمردان هیچ جایی وجود ندارد» ساخته «برادران كوئن»
در بخش بهترین كارگردانی: «برادران كوئن» برای فیلم «برای پیرمردان هیچ جایی وجود نداردVoir l'image à l'échelle

در بخش بهترین بازیگر نقش مكمل زن: «تیلدا سوینتون» برای فیلم «مایكل كلیتون»
در بخش بهترین فیلمنامه اقتباسی: «برادران كوئن» برای فیلم «برای پیرمردان هیچ جایی وجود ندارد»
در بخش بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: «دیابلو كودی» برای فیلم «جونو»
در بخش بهترین طراحی لباس: فیلم «ملكه الیزابت: سال های طلائی»
در بخش بهترین فیلمنامه اقتباسی: «برادران كوئن» برای فیلم «برای پیرمردان هیچ جایی وجود ندارد»
در بخش بهترین انیمیشن بلند: انیمیشن «راتاتویل» ساخته «برد برد»
در بخش بهترین گریم: فیلم «زندگی با حس گل رز» Voir l'image à l'échelle
در بخش بهترین جلوه های ویزه: فیلم «قطب نمای طلایی» با بازی «نیكول كیدمن»
در بخش بهترین كارگردان هنری: فیلم «سوینی تاد» به كارگردانی «تیم برتون» و بازی «جانی دپ»
در بخش بهترین فیلم كوتاه زنده و اكشن: فیلم « Le Mozart des Pickpockets«
در بخش بهترین انیمیشن كوتاه: انیمیشن «پیتر و ولف»
در بخش بهترین تدوین صدا: فیلم «اولتیماتوم بورن»
در بخش بهترین میكس صدا: فیلم «اولتیماتوم بورن»
در بخش بهترین تدوین فیلم: «اولتیماتوم بورن»
در بخش بهترین فیلم خارجی زبان (غیرانگلیسی زبان) : فیلم «جاعلان» از كشور اتریش
در بخش بهترین ترانه غیراقتباسی: ترانه «سقوط آهسته» از فیلم «یكبار»
در بخش بهترین فیلمبرداری: فیلم «آنجا خونی ریخته خواهد شد»
در بخش بهترین موسیقی غیراقتباسی: فیلم «كفاره»
در بخش بهترین مستند كوتاه: مستند « Freeheld»
در بخش بهترین مستند بلند: مستند «تاكسی به گوشه ای تاریك»

 

+نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت11:35توسط تحریریه |
+نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت10:10توسط تحریریه |
+نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت23:32توسط تحریریه |
مطالب مدیریت

سلام از این به بعد حرفای ... خودمو اینجا به ثبت میرسونم .

برای شروع :

وقتی که میخواستم انتخاب رشته کنم خیلی دوست داشتم یک شیمی دان خوب بشم یا شاید یک مهندس خوب ... اما روزی که نتیجه ی کنکور رو تو مانیتور دیدم ...خوب اصلا فکر نمیکردم بعد از اون همه فیزیک شیمی خوندنا این رشته رو قبول بشم ... با خودم خیلی فکر کردم ... و به یک حقیقت بزرگ پی بردم ... من میتونستم یک شیمی دان خوب بشم ... میتونستم یک مهندس کامپوتر خوب بشم ... میتونستم رشته ی حسابداری بخونم و یک حسابدار خوب بشم ... میتونستم یک ....... درسته که من میتونستم ، اما حالا هم میتونم یک مدیر خوب باشم . بله درست حدس زدید ؛ من رشته ی مدیریت قبول شدم اونم از نوع بازرگانیش ... یک شرکت بزرگ نیاز به یک جسابدار خوب یا حتی یک مهندس خوب داره ... یک واحد صتعتی نیاز به یک شیمیدان خوب داره ... اما همه ی این شرکت ها صنعتی ، بازرگانی و یا دولتی به یک مدیر خوب احتیاج دارن ... اینجاس که وجود مدیر خوب مطرح میشه ... به عبارت ساده تر یک شرکت به همه ی اینا نیاز داره اما بدون یک مدیر خوب به هیچ جا نخواهد رسید ... حالا دیگه هر کی میاد و به من میگه چی تو دانشگاه قبول شدی با افتخار میگم : مدیریت بازرگانی ....... هر رشته ای که تو دانشگاه بخونیم مهم نیست ، مهم اینه که ایرانی آبادتر داشته باشیم .

 

فکر می کنم پرواز گروهی برخی پرندگان رادرآسمان  دیده باشید. پرنده ای در جلو وبقیه پرندگان در اطرافش در مسیری مشخص و برنامه ای از قبل پیش بینی شده .

به راستی آن پرنده چه خصوصیاتی دارد که همه پرندگان تابع او هستند ؟

ما انسانها در زندگی گروهی نیز مدیر و رهبرداریم . آیا مدیر دارای صفات و رفتار وکردار برتر از دیگران آست ؟

آیا مدیر، مسئول  خود و دیگران و امانتدار خوبی می باشد ؟

همه ما انسانها دارای رفتارهای فردی شغلی و اخلاقی هستیم . هم دروغ گویی و هم راستگویی هم کینه و هم بخشش هم ایثار هم بدیینی هم حسن ظن و هم سو ظن و... در ذات ما است .

چگونه بر رفتارهای زشت و بد خود مسلط هستیم ؟

می گویند :هر که بامش بیشتر برفش بیشتر یا هر که مقامش بالاتر افتادنش سنگین تر و خطرناک تر ، بنابراین مدیران عزیر متوجه مسئولیت خود باید  باشند و زبان و دل ونگاه ودست خود را پاک نموده ونگاه دارند . رهبرپرندگان مسلما با پارتی و باندبازی و سیاسی کاری مسئولیت دیگران را به عهده نگرفته است .وشایسته این مسئولیت می باشد .

هر که مسئولیت دیگران دارد بار سنگینی به دوش می کشد .

آیا اینگونه نیست ؟!    

معرفی یک کتاب مدیریت:

 کتاب باید های مدیریت با تعداد دوهزار جلد در تاریخ ۱/۹/۸۶ با بیش از ۲۰۰ صفحه در اختیار مدیران  وکارشناسان قرار گرفته است . دراین کتاب  به چهل برنامه مهم وبرجسته مدیران در یکسال اشاره شده است که در کنار هر برنامه ابتکار وطرحهای عملی نیز بیان گردیده است .

این کتاب با راهنمایی و حمایت وتشویق دوستان عزیزتلاشگری  که تاثیر زیادی در ادامه فعالیت  وانگیزه اینجانب داشته اند  نوشته شده است .

 

در سال 87-86 نزدیک به 12 رشته به مجموع رشته های دانشگاه پیام نور واحد فیروزآباد اضافه شد . میون این همه رشته دو گرایش رشته ی مدیریت هم دیده میشد : بازرگانی و صنعتی

من یکی از اون دانشجویانی هستم که مشغول تحصیل در رشته ی مدیریت هستند . حالا هم اومدم تو نشریه ی محبوبم تا اخبار رشتمو به کمک دو تا از دوستام برای دانشجویان این رشته بذارم .

در آینده ای نه چندان دور شما شاهد فعالیت بیشتر ما در این ستون خواهید بود . پس تا بعد

 

+نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت11:50توسط تحریریه |
مهدویت در اسلام
مساله مهدویت‏در اسلام - و بالاخص در تشیع - یک فلسفه بزرگ است، اعتقاد به ظهور منجی‏است، نه در شعاع زندگی یک قوم و یک ملت و یا یک منطقه و یا یک نژاد بلکه‏در شعاع زندگی بشریت.مربوط به این نیست که یک منجی بیاید و مثلا شیعه را یا ایران را یا آسیا را یا مسلمانان جهان‏را نجات دهد، مربوط به این است که یک منجی و مصلح ظهور کند و تمام اوضاع زندگی‏بشر را در عالم دگرگون کند و در جهت صلاح و سعادت بشر تغییر بدهد.

ممکن است افرادی‏خیال کنند که دلیلی ندارد در عصر علم و دانش، در عصری که بشرزمین را در زیر پای خود کوچک می‏بیند و آهنگ تسخیر آسمانها را دارد، تصور کنیم‏که خطری بشریت را تهدید می‏کند و بشریت نیازی به چنین مدد غیبی دارد.

بشریت روز به روز مستقل‏تر و بالغ‏تر و کامل‏تر می‏شودو طبعا نیازمندی‏اش به کمکها و مددهای غیبی(به فرض قبول آنها) کمتر می‏گردد.عقل و علم تدریجا این خلاها و نیازهارا پر می‏کند و از میان می‏برد.خطر، آن زمان بشریت را تهدید می‏کرد که جهالت و نادانی حکمفرما بود و افراد بشر به موجب‏جهالت و نادانی موجبات نیستی خود را فراهم می‏کردند، تعادل و توازن را در زندگی به هم می‏زدند،اما پس از روشن شدن فضای جهان به نور علم و دانش دیگر خطری نیست.

متاسفانه‏این خیال، خیال باطلی است.خطراتی که به اصطلاح در عصر علم و دانش‏برای بشریت است از خطرات عصرهای پیشین کمتر نیست، بیشتر است و عظیم‏تر است.

اشتباه است اگر خیال کنیم منشا انحرافات‏بشر همیشه نادانی بوده است.

علمای اخلاق و تربیت همواره این مساله‏را طرح کرده و می‏کنند که آیا تنها منشا انحرافات بشر نادانی است.

جاه‏طلبی، برتری طلبی، لذت طلبی و بالاخره نفس پرستی و نفع پرستی است؟بدون‏شک نظریه دوم صحیح است.

اکنون ببینیم‏در عصر ما که به اصطلاح عصر علم و دانش است، غرایز بشر، شهوت‏و غضب بشر، حس جاه‏طلبی و برتری طلبی بشر، حس افزون طلبی بشر، حس‏استخدام و استثمار بشر، نفس پرستی و نفع پرستی بشر و بالاخره ستمگری بشر در چه حالی است؟آیا در پرتو علم همه اینها ساکن‏و آرام شده و روح عدالت و تقوا و رضا به حق خود و حد خود و عفاف و راستی و درستی جایگزین آن شده است، یا کار کاملابر عکس است، غرایز بشر بسی دیوانه‏تر از سابق گشته است و علم و فن، ابزار و آلت کاری‏ای شده در دست این غرایز، فرشته‏علم در خدمت دیو شهوت قرار گرفته، دانشمندان و عساکر علم خادمان سیاستمداران و عساکر جاه طلبی و مدعیان‏انا ربکم‏الاعلی (1) گشته‏اند؟! گمان نمی‏کنم بتوان کوچکترین تردیدی در این مطلب روا داشت که پیشرفتهای علمی کوچک‏ترین‏تاثیری روی غرایز بشر نکرده است، برعکس بشر را مغرورتر و غرایز حیوانی او را افروخته‏تر کرده است و به همین جهت‏خودعلم و فن، امروز به صورت بزرگترین دشمن بشر در آمده است، یعنی همین‏چیزی که بزرگترین دوست بشر است بزرگ‏ترین دشمن بشر شده است.چرا؟ علم چراغ است، روشنایی است.استفاده از آن‏بستگی دارد که بشر این چراغ را در چه مواردی و برای چه هدفی به کار ببرد، به قول سنایی برای مطالعه یک کتاب از آن‏استفاده کند و یا برای دزدیدن یک کالا در شب تاریک و «چو دزدی با چراغ آید گزیده‏تر برد کالا» .

بشر علم را همچون ابزاری برای هدفهای‏خویش استفاده می‏کند، اما هدف بشر چیست و چه باید باشد؟علم دیگر قادر نیست هدفهای بشر را عوض کند، ارزشها را در نظرش‏تغییر دهد، مقیاسهای او را انسانی و عمومی بکند.آن دیگر کار دین است، کار قوه‏ای است که کارش تسلط بر غرایز و تمایلات‏حیوانی و تحریک غرایز عالی و انسانی اوست.علم همه چیز را تحت تسلط خویش قرار می‏دهد مگر انسان و غرایز اورا.انسان علم را در اختیار می‏گیرد و در هر جهت که بخواهد آن را به کارمیبرد.

+نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت11:11توسط تحریریه |
بوتیک

يه خانومي وارد داروخانه ميشه و به دكتر داروساز ميگه كه به سيانور احتياج داره!
داروسازه ميگه واسه چي سيانور مي‌‌خواي؟

خانومه توضيح ميده كه لازمه شوهرش را مسموم كنه.
چشم‌هاي داروسازه چهارتا ميشه و ميگه: خدا رحم كنه، خانوم من نمي‌تونم به شما سيانور بدم كه بريد و شوهرتان را بكُشيد! اين بر خلاف قواننيه! من مجوز كارم را از دست خواهم داد... هردوي ما را زنداني خواهندكرد و ديگه بدتر از اين نميشه! نه خانوم، نـــه! شما حق نداريد سيانور داشته باشيد و حداقل من به شما سيانور نخواهم داد
.
بعد از اين حرف خانومه دستش رو ميبره داخل كيفش و از اون يه عكس مياره بيرون؛ عكسي كه در اون شوهرش و زن داروسازه توي يه رستوران داشتند شام مي‌خوردند
.
داروسازه به عكسه نيگاه ميكنه و ميگه: خُب، حالا.... چرا به من نگفته بوديد كه نسخه داريد؟؟!!

نتیجه اخلاقی:وقتی به داروخانه میروید اول نسخه خود را نشان دهید!!! تهیه:نجمه صالحی

+نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت11:9توسط تحریریه |

آهای ما اومدیم!!!

 

آهاي ، آهاي ، کجا مي خواي بري ، وايسا ، جون هر کي دوست داري ، فقط چند لحظه اون چشماي قشنگت رو ، روي اين ستون نگه دار . آهان ، ممنون . سلام ، خوبي ، اميدوارم که هميشه در حال پيشرفت باشي و از ترمي که گذشت خاطره هاي خوشي به يادگار داشته باشي و هيچ کدوم از نمره هاي کارنامه ات تنها نباشن . ما از خودتونيم ، ما هم مثل شما داخل همين دانشگاه ، جون مي کنيم !!! از بچه هاي رشته علوم کامپيوتر هستيم . از اين به بعد ما اينجاييم . سعي داريم ، در اين فضاي کم ( البته فعلا ، گوش شيطون کر ، مي خواييم کل اين صفحه رو تصاحب کنيم ، البته فقط به ياري شما .) ترفندهاي جالب کامپيوتري ، خبرهاي توپ دنياي کامپيوتر ، قيمت قطعات کامپيوتر در بازار ، مشکلات عديده رشته ي علوم کامپيوتر و چند تا چيز ديگه رو ، جا بديم !!! راستي ما ، يه ايميل هم داريم ، cpnuf84@yahoo.com ، کجاشو ديدي ، يه وبلاگ هم ساختيم ، ( اگه داخل google  ، دانشگاه پيام نور مرکز فيروزآباد رو search کني اولين و سومين چيزي که مي بيني ، وبلاگهاي ما هستن .) حتما به وبلاگ ما سر بزنيد ، اونجا مي تونيد درباره اين ستون نظر بديد . اگه خبر يا مطلب توپي داري (البته به شرط اينکه ، بشه داخل اين ستون جاش کرد ) متن کاملش رو به ايميل ما بفرست ، ما سعي مي کنيم مطلبتون رو به اسم خودتون ( يادت نره ، اسمتو حتما بنويس ) توي اين ستون به زور جا بديم !!! ( آهاي سردبير به کي بگيم جا نداريم !!! )  

خلاصه بگم ، به قول برو بچ ، مي خواييم بترکونيم !!! مطالب ما رو حتما بخون ، خواهش مي کنم !!! به علت کمبود جا فعلا خداحافظ تا دو هفته ديگه همين جا .      بروبچ رشته علوم کامپیوتر

 

دوربین دیجیتال 160 مگاپیکسلی

در حالي که شرکت‌هاي سازنده دوربين ديجيتال در حال مبارزه براي يک مگاپيسکل بيشتر هستند، شرکت SeitZ  دوربين ديجيتالي عرضه کرد که تصاويري با وضوح 160 مگاپيکسل تهيه مي‌کند.
فکر نکنيد که اين عدد يک صفر اضافه دارد!  صحيح خوانديد: 160 مگاپيکسل. اين حرف به اين معني است که حجم هر تصوير  48 بيتي بدون فشرده‌سازي نزديک به نهصد مگابايت است.
به گزارش بخش خبر تراشه از عصر شبکه، وضوح تصوير اين دوربين 7500*250‌پيکسل است که تقريباً 77 برابر وضوح تصاوير ويديويي 1080P است. جالب‌تر آن‌که وزن اين دوربين عجيب 5/4 کيلوگرم و درازاي آن 45 سانتي‌متر است. منبع:iribnews گرد آورنده:وحید سبحانیان

ترفند

-    تعويض فايلهاي خراب شده ي ويندوز بدون نصب ويندوز

در ويندوز XP در منوي استارت گزينه ي RUN را انتخاب کنيد و در RUN تايپ کنيد CMD و ENTER کنيد . در پنجره باز شده تايپ کنيد sfc/scannow و ENTER کنيد . از شما خواسته مي شود که سي دي ويندوز XP را درون CD ROM قرار دهيد و بعد دکمه ي Retry را فشار دهيد . برنامه اجرا شده و تمام فايلهاي سيستمي شما را چک مي کند و بطور اتوماتيک فايلهاي معيوب را تعويض مي کند.

 

-    فارسي کردن اعداد در WORD

در اين برنامه در منوي Tools روي Option کليک کنيد و به قسمت Complex s برويد . سپس در مقابل Numeral گزينه Context را انتخاب کنيد . از اين به بعد در تايپ فارسي اعداد فارسي و در تايپ انگليسي اعداد انگليسي تايپ مي شوند

+نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت11:8توسط تحریریه |
عملکرد رئیس محترم دانشگاه در سال 86

باسمه تعالي

سعي كنيد از كليه ي كارهايي كه در كشور انجام مي شود مردم را آگاه سازيد تا مردم در سازندگي كشورشان قدم هاي بيشتري بردارند .     امام خميني (ره)

 

عملكرد يكساله سرپرست محترم دانشگاه جناب آقاي عسكري فرد در سال 86

 

 

1 - تهيه ي نقشه توپوگرافي خهت تهيه طرح جامع دانشگاه كه يكي از اولويت هاي مهم مركز بوده است و به زودي اين طرح جامع از طريق سازمان مركزي دانشگاه پيام نور (بخش عمراني) تهيه و به مركز ارسال خواهد شد .

2 – مشكل واگذاري زمين دانشگاه با پيگيري مداوم و كاتبات فراوان با مسئولين محترم شهرستان و مركز استان دنبال شد و در نهايت اداره مسكن فيروزآباد موافقت خود را با واگذاري 5 هكتار زمين مورد اختلاف با عقد يك قرار داد با مركز اعلام نمودند ولي در حال حاظر بودجه ي لازم براي پرداخت اين وجه (174265000 ميليون ريال) نداريم ولي اين مبلغ قرار است به صورت اقساط پرداخت شود همچنين مشكل فيمابين زمين هاي دانشگاه آزاد اسلامي و پيام نور با توافق طرفين و عقد قرار داد حل و فصل شد .

3 – حصار كشي ديوار مركز در سال 85 پيگيري شد نزديك به 800 متر آن حصار كشي شده است باقيمانده ديوار هم در صورت تامين اعتبار لازم شروع و ادامه خواهد يافت و با توجه به حل مشكل واگذاري 5 هكتار زمين ، حصار كشي باقيمانده بلامانع خواهد بود .

4 – پروژه ي گاز رساني با بستن قرار داد نهايي و واريز مبلغ مورد نياز شركت گاز رساني استان به پايان رسيده و با پيمانكار مورد نظر براي طراحي نقشه و لوله كشي گاز هماهنگي لازم انجام شده و در دست اجراست .

5 – سايت اينترنت دانشگاه (ISP) راه اندازي شده و مورد بهره برداري كارمندان ، اساتيد و دانشجويان قرار گرفته است و دانشجويان از ترم آينده مي توانند ثبت نام اينترنتي خود را در دانشگاه انجام دهند لازم به ذكر است تهيه سايت مركز نيز در دست پيگيري است .

6 – براي تجهيز كتابخانه مبلغ 5 ميليون تومان اختصاص يافت و كتاب هاي مورد نياز كليه ي رشته ها خريداري شد آزمايشگاه زيست شناسي هم تجهيز و راه اندازي شد و در تير ماه 86 به بهره برداري رسيد . تجهيزات مورد نياز كارگاه كتابداري از قبيل خريد كتاب هاي رده بندي ديوئي 2 ، خريد چهار دوره سيستم رده بندي lc و دو دوره subjectheading به مبلغ سي ميليون ريال انجام گرفته است و كارگاه كامپيوتر هم با 16 دستگاه كامپيوتر تجهيز و به بهره برداري رسيده است . لازم به ذكر است كه همه ي كارگاهها به ويديو پروژكتور و تلويزيون مجهز شده اند .

7 – در خصوص تجهيز كلاس ها به ويدي. پروژكتور و DVD به استحضار ميرسانيم با توجه به اينكه فقط 4 عدد ويدئو پروژكتور به اين مركز اختصاص داده شده موفق به تجهيز 4 كلاس شديم .

8 – در جلساتي كه با هيات علمي داشتيم لزوم استفاده از پاور پوينت را به آنها ياد آور شده ايم كه البته متناسب با نياز كلاسهايشان استفاده ميكنند .

9 – با توجه به ضرورت دسترسي به اطلاعات مورد نياز هيات علمي و اساتيد براي تحقيق و پژوهش مبلغ 800000 هزار تومان براي اشتراك پايگاه اطلاعاتي اختصاص داده شد .

10 – ساخت سالن چند منظوره ورزشي وعده داده شده رياست محترم جمهوري ، با توجه به اينكه دانشگاه در خارج از محدوده شهر قرار دارد مورد موافقت مسئولين محترم شهرستان قرار نگرفت لذا خود مركز قصد دارد در صورت تامين اعتبار يك سالن چند منظوره براي برگزاري امتحانات ، مراسم و ورزش دانشجويان كه شديدا هم مورد نياز است بسازد .

11- در مورد تامين بودجه براي احداث فاز دوم آموزشي ، در جلسه ي روساي مراكز استان 200 ميليون تومان اختصاص يافته ولي هنوز قطعي نشده است دليل اين امر هم اين است كه ما تا امروز نقشه جامع براي دانشگاه نداشته ايم و تكليف زمين هاي مركز هنوز قطعي نشده است و در صورت قطعي شدن و گرفتن سند مالكيت زمين ها از طريق بانك ميتوان وام مورد نياز را دريافت كرد .

12 – در سال 87-86 نزديك به 12 گرايش جديد به رشته هاي موجود اضافه شده است :

علوم انساني :

1- الهيات با گرايش اديان و عرفان – علوم قرآن و حديث  2- جغرافيا با گرايش اقليم شناسي  3- مديريت با گرايش بازرگاني و صنعتي  4- علوم تربيتي با گرايش پيش دبستاني – مشاوره و راهنمايي  5- حقوق

مهندسي :

1- مهندسي فناوري اطلاعات (IT)  2- مهندسي كامپيوتر  3- كشاورزي گرايش مهندسي مديريت و آباداني روستاها

13 – در خصوص افزايش ظرفيت دانشجو خوشبختانه مركز رشد خوبي داشته است و در سال جديد تعداد دانشجويان مركز از 2500 نفر به 3500 نفر افزايش يافته است و اين رشد قابل ملاحظه نيازمند توجه جدي به ساخت فضاي آموزشي جديد و سالن چند منظوره است كه در صورت تامين اعتبار ساخته خواهد شد .

14 – در خصوص كار هاي معوقه دانشجويان ، بخش كارشناسان گروهها و فارغ التحصيلان علي رغم حجم زياد كارها فعال شده و نزديك به 200 پرونده براي بررسي و صدور گواهينامه ارسال شده است كه از اين تعداد نزديك به 100 فقره گواهينامه موقت و 50 فقره دانشنامه صادر شده است .

15 – در خصوص جذب استاد يك نفر دستيار و يك نفر عضو هيات علمي به مركز معرفي شده اند ولي هنوز مشكل كمبود استاد در رشته هاي روان شناسي ، حسابداري ، علوم تربيتي ، علوم اجتماعي ، مديريت دولتي ، رياضي و اقتصاد كشاورزي وجود دارد ولي قرار است مشكل جذب استاد در ترم آينده از طرف سازمان مركزي با جذب اساتيد مورد نياز اين مشكل حل شود . در خصوص استخدام كارمند هم فقط 3 نفر جذب شده اند و ما هنوز در بخش خدمات و نگهباني با كمبود نيرو مواجه هستيم ولي مجوز براي استخدام نداريم .

16 – نماز خانه ي موقت برادران و خواهران با زير بناي 50 متر مربع ساخته شده و مورد بهره برداري دانشجويان قرار گرفته است .

17 – بولوار ورودي دانشگاه تامين روشنايي و چمن كاري شده است .

18 – در خصوص تجهيزات اداري ، لوازم مورد نياز بخش آموزش ، كامپيوتر ، حسابداري ، امور فرهنگي و بايگاني خريداري و مورد استفاده قرار گرفته است ولي تا پايان سال نياز به اعتبار مازاد داريم .

19 – در خصوص تجهيز كلاس ها نزديك به 200 عدد صندلي و 10 عدد وايت برد خريداري شده است و فعلا مشكل كمبود صندلي نداريم .

20 – به خاطر رفاه حال دانشجويان تعداد 100 عدد صندلي راحتي خريداري و در سالن طبقه 1 و 2 گذاشته شده است .

21 – پرداخت وام ضروري به 6 نفر از كارمندان مركز و پرداخت وام غير ضروري به 2 نفر از كارمندان .

 

در پايان لازم به ذكر است كه هزينه كل فعاليت ها چيزي بالغ بر 15000000 ميليون تومان است كه در هر بخش متناسب با نياز ها هزينه شده است . البته هزينه هاي كارهاي انجام شده بيشتر از مبلغ مذكور است كه ما فقط هزينه هاي كار هاي كلي را حساب كرده ايم و ساير فعاليت هاي جزئي را منظور نكرده ايم . در پايان مجددا از همه عزيزاني كه ما را در يك سال ياري كرده اند تا سهم اندكي در رفع مشكلات مركز و دانشجويان عزيز داشته باشيم سپاسگذارم و اميدوارم در آينده نيز شاهد رشد و پويايي مركز و رفع مشكلات دانشگاه باشيد . از خداوند متعال توفيق روز افزون را براي همه ي عزيزان خواهان و خواستارم .

هادي عسكري فرد

سرپرست مركز فيروزآباد

+نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت20:26توسط تحریریه |
فرصتی دیگر

تنها یک فرصت کوتاه!

برای بیشتر بودن،

بیشتر خندیدن،

بیشتر تو را دیدن...

چقدر زندگی را سخت گرفتیم!

چقدر به دور خود گشتیم،

برای دایره شدن

برای چرخ دادن و چرخ خوردن!

بی آنکه بدانیم

ایستاده ایم تا زمین بچرخد...!!

خدایا گوش هایت را به من قرض بده؛

فقط یک ثانیه بیشتر!

می خواهم رازی را بگویم...،

اینکه من...

اینکه شاید...

اینکه گاهی...

اینکه اگر...

اینکه او...

اینکه دیگران...

تنها تو می فهمی این ثانیه

شاید برای همیشه،

برای من باقی بماند،

زیرا که گوش هایت برای من بود!!

می دانی حرف من نبود

اینکه زندگی بی ارزش است!

من تنها شنیدم

اما شاید گناه بود...!

چرا که تو گوش هایت را به من دادی،

پس ارزش داشت حتی اگر خواب بودی.

یک ثانیه بیشتر

به من فرصت می دهی؟

هان...؟ با توام... با کسی که دوستم داشت!!

می خواهم تماشایت کنم!

می خواهم حرفی را بگویم...،

اینکه من دوستت دارم،

اینکه شاید یک روز خندیدیم،

اینکه گاهی برای تو گریه می کردم،

اینکه اگر تو را برای خود داشتم

ارزشت کم می شد!!!

اینکه تو بهترین خاطره خواهی ماند؛

اینکه دیگران هرگز نفهمیدند که...

که...

به راستی چگونه ما را از هم جدا کردند؟!!

گوش های خدا که برای من بود

اما من هرگز شکایت نکردم!

من نگفتم که از این جدایی ناراحتم،

نگفتم قاصدک ها چرا دیگر به سوی من نمی آیند!!

نگفتم خسته ام،

نگفتم بادبادکم بالا نمی رود...!!

به دور خود می چرخم

و تو در من تاب می خوری؛

من به راه می افتم،

گوش های خدا را پس می دهم،

و دستانش را می گیرم!!

اما تو...

هنوز تاب می خوری...!

یک ثانیهء آخرم را هم

به تو هدیه می دهم،

نمی خواهی مرا ببوسی؟

شاید بهتر باشد دستانم را بگیری!!؟؟

نه فقط بگو دوستت دارم...

گوش های خدا پیش تو است!

دوستت دارم...!!

+نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت0:18توسط تحریریه |